محمد

محمد

کاملا شخصی و بی محتوا !!!
محمد

محمد

کاملا شخصی و بی محتوا !!!

ای ساحل آرامشم

                        سوی تو پر میکشم

                                                       از دوریت در آتشم

 

*************************************************************

 

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

                                          یا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آید

زیاد حالم خوب نیست . راستش یه دو سه روزی هست که بخاطر مسمویت غذایی که از سر خوردن یه پیتزا به سرم اومده ، رو برا نیستم .

حداقل ۱۵ ساله که مشتری این پیتزا فروشی هستم اما برای اولین بار دچار مشکل شدم . جالبه که از تو اون جمعی که از پیتزا خوردیم فقط من مریض شدم !

واقعا نمیدونم الان چی باید اینجا بنویسم . زندگی که خیلی ساده و بی هیچ پستی و بلندی در حال حرکته .

 

 

چیزای زیادی میخواستم بگم اما صلاح دیدم که چیزی نگم !!!

اول بسیار خوشحالم که یه دوست قدیمی بلاخره پس از کلی فراز و نشیب ظاهرا  که به سرو سامون رسید و رفت سر خونه زندگی جدید . آرزوی موفقیت براش دارم . منو که کشت اما انشالله که با موفقیت به پیش بره و دست از ماجرا جویی برداره . و اینکه ارزش هر چیزی رو در موقعیتی که اون چیز یا شخص داره بدونه  .  اینا رو اینجا مینویسم چون میدونم این دور و ور پیداش نمیشه  .  امیدوارم  دلم براش تنگ نشه ! مطمئنم که نمیشه !

دوم اینکه امتحانات خوشبختانه به خوبی و خوشی در حال تموم شدنه و من یه نفس راحت میکشم . تا ترم بعد هم که خدا بزرگه !!!!!

سوم اینکه از خدای مهربون به دلیل اینکه بدون هیچگونه چشم داشتی ، همیشه در کنارم هست تشکر میکنم . و ازش میخوام مثل همیشه منو  از دست شیاطین انسان نما که خودش اونا رو آفریده دور نگه داره .

چهارم اینه که .......................نه بعدا که شد میگم .

 

همیشه انجام کارهای بزرگ نیاز به تصمیمهای بزرگ داره .

خسته شدم از بس واسه اینو اون نسخه راه حل مشکل پیچیدم . نسخه هایی که در زمان گفتن بسیار دلنشین و جالب بنظر میرسه اما به محض رها شدن شخص از شنیدن حرفهای من ٬ همون کاری رو انجام میده که خودش از قبل تصمیمش رو گرفته بود !!

البته چیز خیلی غریبی نیست و شاید خود من هم وقتی در مورد انجام کاری با کسی مشورت یا گفتگو میکنم ٬ همینطور عمل میکنم . یعنی همون کاری رو که صلاح میدونم انجام میدم .

به نظر شما این قابل قبوله یا نه ؟

شاید هم ممکنه فرد به این خاطر با من صحبت میکنه که تو گرفتن تصمیمش محکم تر عمل کنه یا بعبارتی وقتی راه حلهای مختلف رو گوش میکنه بیشتر مطمئن میشه که راه حل خودش درست تر و دقیق تره .( البته همیشه هم درست از آب در نمیاد  و گاهی هم راه حل دیگران بهتره )  

البته یه وقتایی هم جنبه خالی کردن خود هم داره  ها . یا بهتر بگم فرد با من یا شما صحبت میکنه تا بگه که چه گرفتاری داره و از این راه کمی خودشو آروم کنه .

البته این خصوصیت رو خودم ندارم . واسه من برعکسه اگه بخوابم در مورد مشکلات پیش اومده برام با کسی صحبت کنم ٬ این گفتگو بیشتر اونو تشدید میکنه تا تسکین کنه .

در هر حال دارم سعی میکنم خودمو از این وضع نجات بدم و دست از گوش سپردن به حرفهای صدتا یه غاز دیگران بردارم  .

 

مردهای خیابانی

خفه شدیم از هوای بد !! امروز که میومدم احساس سوزش همراه با تنگی نفس تو سینه داشتم .

میخوام یه کوچولو در مورد (( مردهای خیابانی )) بنویسم .

تا الان همه جا حرف از زنهای خیابانی بوده اما من تصور میکنم تعداد مردهای خیابانی  حداقل پنجاه برابر زنهای خیابانی هست . خانمومه داره  تو پیاده رو راه میره ، از اون ور خیابون یارو از ماشینش پیاده شده رفته داره مخ لگد میکنه ! هر خانومی که کنار خیابون منتظر ماشین می ایسته چند تا ماشین پشتش صف میکشن . من به عنوان یک مرد از همجنسای خودم شرم دارم .

تشبیه من از این کار اینه :

(البته دور از جون خانوما  ) درست مثل گله گوسفند که همه شون مشغول چریدن هستن و گوسفندای نر مدام در حال پیچ خوردن و پریدن روی گوسفندای ماده . یا مثل مرغ و خروس که خروسا یه بند در حال  پر گردوندن دور مرغان . لپ کلام اینکار دقیقا کاری که حیوانا انجام میدن . میشه گفت اینای که تو خیابون به صغیر و کبیر رحم نمیکنن به نوعی حیون صفتن .

من نمیدونم پس تکلیف انسانیت ، کرامت انسانی ، عشق ، مهربانی چیه ؟ بلاخره اینا مال یک انسانه یا نه فقط در حد کلاماته . اونی کنار خیابون ایستاده تا از طریق تن فروشی امور زندگی شو بگذرونه که تکلیفش مشخصه . اما تمام کسایی که کنار خیابون ایستادن یا دارن راه میرن ، به این منظوره ؟

حالا که حکومت تو خواب خرگوشی فرو رفته و چشمش رو بسته که کسی اونو نبینه ، ما خودمون دستی دستی داریم جامعه مونو به پستی میکشیم ؟ من مخالف ارتباط خانوما با آقایون نیستم اما این ارتباط باید یه ارتباط انسانی باشه یعنی اگر هم قراره انتهای این ارتباط به موضوع ........ختم بشه باید راهی که طی میشه راه انسانی باشه ، نه گله گوسفندی ! منظورم اینه که یه محبت و مهربانی دو طرفه باید وجود داشته باشه بعد اگر به ........ هم منجر شد ، خیلی مهم نیست . اما نه مثل حیونا تو کوچه و خیابون بگردیم و به مردم گیر بدیم که بیاید با من ....... داشته باشید .

آرزو میکنم کرامت انسانی و مهربانی به این مردم بخت برگشته ، رو نشون بده .