معلوم نیست ما فرزند آدم که نه بخواست خود بلکه بخواست دیگران پا به این جهان هستی گذاشتیم دنبال چی هسیتم و از این دنیا چی میخوایم . من فکر میکنم یک حس بسیار عجیب در وجود تک تک آدما قرار داره که تصور میکنن یه چیزی هنوز کمه و جای خالی اون کاملا حس میشه . این موضوع یا این شئی یا هر چیزی که اسمشو میخواین بذارید تو زمانی که تنها هستید بسراغتون میاد و یه جوری بهتون میفهمونه که تو هنوز همه چیز نداری . بدنبالش میگردی اما دقیقا نمیدونی چیه !! مسخره اس نه ؟ ممکنه مسخره باشه اما وجود داره .
حال ماردم خیلی بهتر شده خودش با کمک میتونه چند قدم راه بره . در حد 2 یا 3 قاشق غذا بخوره . البته هنوز بیمارستانه . در کل از خدا که تنها موجودی بود که میتونست به ما کمک کنه از صمیم قلب تشکر میکنم . پر رنگ ترین حضور خدا رو باید پشت در اتاق عمل دید . دقیقا فقط از دست اون و وسیله ای که قرار داده ( دکتر ) کار بر میاد . جراح ایشون قبلا پزشک مخصوص خمینی بوده ! تو کارش خیلی وارده و خودش هم از نظر شخصیتی انسان بسیار وارسته ای یه . تنها پزشکی که دیدم صرفا برای پول کار نمیکنه .
خدای من یا بهتر بگم خدای همه . تمام تلاشمو میکنم که لطمه ای به کسی نزنم . اما اگر از سر نادونی و واقعا نادونی کاری انجام دادم که خوشایند تو و انسان تو نبود منو ببخش و بدون که واقعا نمیدونستم نه اینکه میدونستم و انجامش دادم . گاهی هم بعضیا موضوعی یا مطلبی رو حق خودشون میدونن اما تو که میدونی ، حق ، اون چیزی نیست که ما تصور میکنیم باید داشته باشیم .
باور کنید بسیاری از اطرافیان ما بدون قصد و غرض واسه ما دردسر درست میکنند یا حرفی میزنن که نمیدونن واقعا این حرف معنی بسیار بدی داره و حتما ما رو بهم می ریزه .
بهم ثابت شده !
نمیدونم چه برخوردی میشه با اینجور آدما داشت که هم بهشون فهموند که رفتارت ایراد داره و هم دلخور نشن . چون واقعا" قصد آزار ندارن . سیستم شون همینه !
البته منظورم از گفتن این موضوع این نیست که خودم همه چی رو میدونم و هیچ وقت هم حرف نا حسابی نمیزنم . نه به هیچ وجه ! ممکنه حرف من هم باعث دلخوری طرف مقابل بشه درصورتیکه من خواستم فقط باهاش یه شوخی کوچولو کنم که یه خورده نیشش باز شه !
بگذریم ...
یه آهنگ نسبتا" کوچه بازاری مورد علاقه من قرار گرفته ! ! خواننده ش هم نمیدونم کیه . تو تاکسی شنیدم ( چه شود .....!!!! )
اگه زخم نخورده بودم
تورو باور نمی کردم
تو این حصار غربت
با غمت سر نمیکردم ، نمیکردم
کولی شبزده بودم
پشت گریه صدا کردم
از پس آینه اشک تا همیشه نگات کردم
درد عشق معنای مرگه
مسلخه پائیز و برگه
قصه عشق و حقیقت
قصه گل و تگرگه
حالشو بردید ؟ اینم از این آهنگ عشقولانه . فکر کنم جو گیر شدم . مگه نشنیدیدت که میگن : آدمو سگ بگیره ولی جو نگیره !!!!!
حال مادرم خیلی بهتره البته هنوز بیمارستانه . مشکلات دفع غیر ارادی داشت که خدا رو شکر رفع شده . هنوز هیچ چیز نمیخوره و سرم میگیره .
آب و آتش نسبتی دارند جاویدان
مثل شب با روز ، اما از شگفتیها
ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما
آتشی با شعله های آبی زیبا
آه
سوزدم تا زنده ام یادش که ما بودیم
آتشی سوزان و سوزاننده و زنده
چشمه ی بس پکی روشن
هم فروغ و فر دیرین را فروزنده
هم چراغ شب زدای معبر فردا
آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
خاست فریادی ، و درد آلود فریادی
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
گفتم و می گویم و پیوسته خواهم گفت
ور رود بود و نبودم
همچنان که رفته است و می رود
بر باد
مهدی اخوان ثالث
سلام به دوستای گلم
دیروز مادرم عمل شد . روز بسیار بدی بود که هیچ وقت فراموش نمیکنم . دو پزشک به اتفاق هم عمل کردن . ۵ ساعت و نیم هم طول کشید . بعد از عمل با پزشکشون صحبت کرد م . ۴ تومور در شکم وجود داشته یکی پائین روده دومی بالای روده و سومی روی حالب کلیه و چهارمی در داخل معده !
تمامی تومورهای داخل روده و حالب رو بیرون آوردن و پیوند کردند . اما تومور داخل معده رو چون نمیتونسته عمل ادامه پیدا کنه و توان نداشته گذاشتن برای ۳ ماه بعد .
فعلا داخل آی سی یو هستند و تا ۴۸ ساعت باید اونجا باشن . بعد میان داخل بخش . امروز هم باید به اتفاق برادر بزرگم بریم مطب دکتر تا دقیقا از وضعیت فعلی و آینده ش سوال کنیم .
ببخشید اگه اومدید با این جملات بالا روبرو شدید . دلم نمیخواد امواج منفی از طرف خودم به سمت دیگران بفرستم .
بسیاری از مواقع قدر چیزایی رو که داریم و لحظه هایی رو که میگذرونیم نداریم و چه بد ، زمانی که بشدت بهشون نیاز پیدا میکنیم دیگه وجود ندارن .
اگه چیزی نمینویسم واسه اینه که حال و حوصله ندارم .
حتی حوصله انجام کار .
ترجیح میدم تو وب بگردم اما کار نکنم .
تمرکز لازم رو واسه گوش دادن به حرفای صد تا یه غاز آدمایی که اینجا تلفن میزنن یا حضوری میان رو هم ندارم .
ولی خب مشکلات من به کسی مربوط نیست و اونا گناهی ندارن باید مشکلاتشون رفع بشه . دارم اینکار رو هم انجام میدم اما با بی میلی و از سر وظیفه !
یه وقت اگه با یه همچین آدمایی روبرو میشید از کوره در نرید ( اگرچه که نمیشه ) سعی کنید همراهشون بشید تا کارتون انجام بشه . البته من نیازی به همراهی ندارم و وظیفه خودمو انجام میدم اما با بی میلی یعنی از کاری که انجام میدم لذت نمیبرم .
روز دوشنبه برای یه کار تبلیغاتی در مورد گوشی موبایل از شرکت تصویر برداری داریم . خدا بخیر بگذرونه با این حال و روز من !
بشدت در گیر بیماری مادرم هستیم .