امروز دهم فروردین اولین روز کاری سال ۸۷ . امروز اومدم وسایل شخصی خودمو جمع وجور کنم که بعداز تعطیلات کار خاصی نداشته باشم . چند روز ابتدایی سال شمال بودیم و اندکی تا قسمتی خوش گذشت . شبا یه کمی سرد بود اما روز خوب بود . عید دیدنی هم رفتیم عین مترسک کت و شلوار هم تنمون کردیم .دیشب خیلی خوب نخوابیدم شاید ۱ ساعت اما دم صبح ساعتای ۶ یا شیش و نیم خوابم برد یهو بیدار شدم دیدم هشته . جنگی لباس پوشیدم و خودمو رسوندم شرکت . خودمونیم ها روز اول کاری شمر هم نمیتونه کار کنه چه برسه به منه محمد !
سال ۸۷ با آرامش شروع شده امیدوارم به همین شکل ادامه پیدا کنه .
مطمئن باشین خیلی بهتر از اولش هم ادامه پیدا میکنه...
عیدت مبارک محمد جان
سلام محمد عزیز ... واقعا که چقدر کار بعد از تعطیلات سخته... من که از وقتی اومدم سرکار دهنم بازه ... خمیازه هام بند نمیاد!!! آخه من که توی تعطیلات کسی رو نداشتم که بهش سر بزنم یا بیاد پیشم فقط میخوابیدم... تا ساعت ۱۲ یا ۱ خواب بودم .... تازگیها همش به آقای همخونه غر میزنم که خانوم که نباید بیرون خونه کار کنه... خدائیش خیلی از کار کردن خسته شدم... کاش میشد یک مدتی استراحت کرد!!! چقدر غر زدما!!!! اومده بودم فقط تشکر کنم که به یادمی و بگم که به یادتم و دوستت دارم.. همین!!!!!!
تا بعد دوست جون عزیزم... (اینجا چرا از این اسمایلی ها نداره... من دوست دارم احساساتم رو ترسیم کنم خب!!!)
سلام و دوباره عیدت مبارک
امیدوارم تمام سال مثل شروعش برات خوب باشه .
سلام محمد عزیزم
دلم برات یه دنیا تنگ شده بود. مدتی بود نبودم و امروز بعد از مدتها کانکت شدم و قبل ازین که برم تو ویلیج و یه چیزایی بنویسم اومدم به تو سر بزنم. امیدوارم سالی سراسر شادی و مو فقیت داشته باشی و به ما خبراشو بدی که خیلی خوشحال میشیم.
قربانت شیرین خواهرت