بیشتر مشکلات ما آدما با هم سر اینه که نمیتونیم درک درستی از موقعیت ، روحیات و عادتهای افراد که دقیقا جزء جدا نشدنی هر یک از ما هست داشته باشیم . بدون توجه به موارد بالا در موردشون اظهار نظر میکنیم . حکم صادر و اونو اجرا میکنیم . و جرم چیه ؟ اینه که مثل اونا فکر نمیکنیم . ( نا گفته نماند که خود من هم اشتباهاتی از این دست داشتم و قضاوتهایی بدون درک نفر مقابل کردم . )
غافل از اینکه تک تک ما روحیات خاص خودمونو داریم و حتما با دیگران فرق میکنه . تصمیم یا عمل کردن در مورد موضوعی مستقیما به دیدگاه ما نسبت به اون موضوع بر میگرده . و اطمینان زیادی دارم که هر کدوم از ما یک رویه خاص برای خودمون تعریف کردیم .
خب. بقیه اش؟
می خواستم بگم ولی دیدم پر حرفی یه و اینکه ممکنه برای بعضیا سوء تفاهم ایجاد کنه . اینه که همون به صورت کلی گفتم .
سلام دوستم!!! اوهوم و بد تر از اون اینه که خوب و بد توی ذهن ما دوتا مفهوم کاملا سفت و سخت و عصر حجری داره که به هیچ عنوان هم حاضر نیستیم حداقل آپدیتش کنیم و همه رو با محک همین تعاریف زوار دررفته میسنجیم...
چرا انقدر کم مینویسی دوستم؟
حالشو ندارم عزیزم . تو این چند روزه اونقدر بلا سرم اومده که نگو نپرس . بهت هر روز سر میزنم ولی خودم حوصله نوشتن ندارم .
چرا حال نوشتن نداری ببخشید بدون اجازه سوالم رو پرسیدم خبی محمد جان
مینا جان
من سوالت رو متوجه نشدم یه باره دیگه بگو لطفا . پرفسور محمد در خدمت شماست !!!!!! ( چه شود !!!!!! )
قربانت
سلام محمد جان
نبینم بی حوصله و کسل باشی. بابا جون من حمالی کردم تو دمغ شدی ؟؟
می دونی مشکل اصلی چیه؟ اینه که هر کدوم از ما فقط خودمون و قبول داریم و عقل کل می دونیم کلاْ مردم اهل لاف و غیبت و گنده گویی هستیم. اگه به کار هم کاری نداشتیم و با حسن نیت بیشتر و با عشق با هم بر خورد میکردیم شاید اوضاع بهتر می شد نه اینکه بشینیم و مراقب باشیم که کی کجا دست از پا خطا می کنه تا رسواش کنیم اینقدر به فهقرا نمی رفتیم. تو اجتماعی که سرگرمی بزما و نقل محافلش شده غیبت و مسخره کردن اون ننه مردهای که اونجا نیست دیکه ازین بهتر نمی شه
شیرین عزیز
واقعیتش همینه که تو گفتی یعنی یا باید غر بزنم و از این و اون شکایت کنم یا در مورد مشکلاتی که واسه خودم پیش اومده حرف بزنم که در هردو مورد جز اینکه شمارو اذیت کنه چیز دیگه ای نیست . پس بهتره اصلا حرف نزنم . دور از جونت حمال چیه دختر جون . کمک کردی . آخه این آخره سالیه واسه خونه هم کارگر پیدا نمیشه . یکی بود یه وقتایی میومد خونه ما . حالا کلاسش عود کرده و میگه : من دیگه مهندس شدم افت داره بیام در و پنجره بسابم ( رفته شاگرد لوله کش شده ) دیگه اینطوری فعلا . خیلی ممنون عزیزم که اومدی . ایشاله مسافرتت بهت خیلی خوش بگذره و جای ما رو هم خالی کن .
سلام محمد عزیزم... من برگشتم... چند روزی مریض بودم... مرسی که حالمو پرسیده بودی... چه بلاهایی سرت اومده آخه!!! نگرانم کردی دوستم؟ حداقل بنویس ... فکر میکنم بازگو کردنشون به تنهایی کمک کنه...
تا بعد
بازم سلام محمد جان
فقط اومدم بابت کامنتای نصفه نیمه ای که برات میذارم عذر خواهی کنم. دلیلش اینه که ۲ دفعست که من تند تند می نویسم ولی قبل از اینکه نوشته هامو ویرایش کنم یا اصلاْ ببینم چی نوشتم نمی دونم که چی میشه که نظرم ییهو ارسال میشه . می دونم که خودت حدس میزنی من چی می خواستم بگم و دیگه اینکه می دونی من آخر ادبیاتم (وااااااااای اعتماد به نفس) :) :) راستی اگه هنوز نرفتی تو بلاگم برو یه پست جدید گذاشتم داغ داغ بخونش تا سرد نشده.
قربانت
راستی حتما جاتونو خالی میکنم. فقط دعا کن زودتر ویزامو بگیرم خیالم راحت شه. با این وضع گل در چمن مملکت بعید نیست همه رو ریجکت کنن. ولی مهم نیست انرژی هسته ای مهمتره. بجاش تو عید می شینم خونه هی کیک زرد می خورم.
بازم راستی می خواستم از دوستانت اجازه بگیرم برم وبلاگاشونو ببینم مثلا آدرس وبلاگ تینا خانم رو دیدم و اگه بگند اجازه دارم میرم یه سری میزنم. آدرس وبلاگ خودمم الان گذاشتم هر کسی دوست داشت بره ببینه مردم اینقدر آقایون برام کامنت گذاشتن دلم یه دوست همجنس می خواد.
سلام... حالم خیلی بهتره محمد جان... خیلییی ممنون!
سلام محمد جان... آخه چرا هر بار که من میام اینجا به در بسته میخورم!!! محمد جان من هرکاری کردم نتونستم وبلاگ شیرین عزیزو باز کنم... کاش اینجا رو بخونه!
پ.ن. سلام شیرین جونم... نتونستم بیام خونت خانوم... اما دوباره سعی میکنم! به زودی... قدم شما هم سر چشم!
تا بعد
ممنون ا زکامنت مهربانانه و قشنگت به نوشتت فکر کردم
به به پورفسور من چه طور احوالات خوبی
می گما می خوای ول کن سوال منوتا بیای بفهمی جواب بدی امام زمانم ظهور کردن
شوخی کردم منظور سوالم این بود چرا تو وبلاگت کم می نویسی وقتت کم شده یا حال نداری یا.........
سوال خصوصی هم ازت نمی پرسم چون دور از ادب فضولی می شه مگه نه اینا چیه تو نظرات نوشتی عجب لب تو لبی
شعرام به نظرت بد بود باید متین تر مطالب بنویسم یا از نظر تو اکشال نداره خوب دیگه باید برم نوشتم نامه را با خط ریزم
جوابش را بده تو ای عزیزم
بای بای