آقا حالم خوب نیست . دل و دماغ ندارم . احتمالا مادرم باید بازم عمل بشه . غده درون معده خیلی بزرگه و داره اذیتش میکنه . خودش که طفلی نمیدونه دقیقا چی شده . با حالت خونریزی معده دوباره بردیمش بیمارستان ( گفتم بیمارستان یادم باشه همینجا یه چیزی که اتفاق افتاد بنویسم ) 3 روز پیش آندوسکپی شد دکتر آندوسکپی به من گفت نه آق اصلا طوریش نیست یه زخم کوچیک تو معده هست که با دارو خوب میشه . از اونجایی که مطمئن بودم الاغ نزد ایشان پرفسوره . به دکتر اصلی خودش گفتم که فکر میکنم این بابا اشتباه میکنه . خود دکتر هم نظر منو داشت و حسابی عصبانی شد . گفت من گفته بودم فقط دکتر ...... آندوسکپی کنه نه ایشان . خلاصه دیروز خبر دادن که دوباره فرستادن واسه آندوسکپی جدید . وقتی رسیدم بیمارستان کارشون تموم شده بود با دکتر صحبت کردم گفت بله آقا یه تومور بسیار بزرگ در معده وجود داره که باید جراحی شه .
حالا منتظریم ببینیم نظر شورا چیه ؟
چه میدونم هم خودش در عذابه و هم اطرافیان . امروز بعد از کلی این و ببین – اونو ببین داروی مخدر جدیدی که نیاز به تزریق نداره براش گیر آوردیم که در مواقعی که درد داره استفاده کنه .
ببخشید اگه اینجا چیزی ننوشتم که لااقل ناراحتتون نکنه .
اون روز که تو اورژانس بودیم . یه دختر حدود 18 یا 19 ساله رو که به قصد خود کشی 50 تا قرص نمیدونم چی خورده بود آورده بودن . همراهش دو سه تا پسر و یه دختر هم سن خودش هم بود . بعداز کلی بیار و ببر خانوم از مرگ نجات پیدا کرد و چون این بیمارستان خصوصی بود و بدون پول پذیرشش کرده بودن ، بعدش منتقلش کردن به بیمارستانه لقمان الدوله . پرستارا میگفتن دختره مشکل عاطفی پیدا کرده . در هر حال پیش خودم گفتم ولی اگه من جای این بودم هر چقدر هم شکست برام سنگین بود محال بود بخاطرش به زندگیم پایان بدم . خب در دنیا که بسته نشده بالاخره فقط همین یک انسان که توسط خدا آفریده نشده . یکی خوشگل تر و خوشتیپ ترشو هر طوری بود تور میزدم !!!!!
ولی گذشته از شوخی وقتی یه نفر به جایی میرسه که مرگ رو بهترین انتخاب میدونه وخود کشی رو با شجاعت انجام میده ، خیلی جالبه . خیلی خیلی جالبه . نمیتونم تصور کنم که چه حسی در اون لحظه به این دختر ناز که خوشگل هم بود دست داده که تصمیم گرفته به زندگیش پایان بده .
خداوندا : برای همسایه که نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی !! برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش !! و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم
آپم ...
سلام ...
فقط میتونم دعا کنم
که حال مادرتون بهتر شه
...
در مورد اون دختر هم
ببین طفلی چقدر فشار رو تحمل کرده
که به این مرحله رسیده
واقعا متاسف شدم ...
راستش اگر چند سال یا چند ماه قبل بود میگفتم بله. با موسیقی موافقم. اما نمیدونم چرا اونم از کار افتاده خاصیتش...
تمام لحظه های خوب یک عمر
به جز دلواپسی ها ، با تو باشد
بیا که منتظرم ..
سلام آقا محمد
خوبید؟
ببخشید دیر رسیدم:( در مورد مادرتون .... واقعا ناراحت و متاسف شدم ... امیدوارم اگر باز هم قراره عملی داشته باشند ایندفعه که دیگه تموم بشه و بیماری و رد کنند و ایشالا بهبود پیدا کنند ... براشون از صمیم قلب دعا میکنم:(
در مورد اون دختر هم نمیدونم چی باید بگم آخه یک دختر ۱۸ ساله دیگه دوران بلوغ و رد کرده و نباید از این احساسات خام و الکی داشته باشه و جونش و سر هیچ و پوچ بذاره... منکه احدی رو لایق نمیدونم که آدم بخواد جونش و اینجوری به خطر بندازه (البته منظورم تو این زمینه های عاطفی ۲-۳ روزه است که امروز عاشقند و فردا فارغ)
زودتر آپ کنید و ما رو از حال خودتون باخبر.
شاد و سرفراز ... در پناه حق باشید.