محمد

کاملا شخصی و بی محتوا !!!

محمد

کاملا شخصی و بی محتوا !!!

زیاد حالم خوب نیست . راستش یه دو سه روزی هست که بخاطر مسمویت غذایی که از سر خوردن یه پیتزا به سرم اومده ، رو برا نیستم .

حداقل ۱۵ ساله که مشتری این پیتزا فروشی هستم اما برای اولین بار دچار مشکل شدم . جالبه که از تو اون جمعی که از پیتزا خوردیم فقط من مریض شدم !

واقعا نمیدونم الان چی باید اینجا بنویسم . زندگی که خیلی ساده و بی هیچ پستی و بلندی در حال حرکته .

 

 

نظرات 5 + ارسال نظر
ژینوس یکشنبه 16 بهمن 1384 ساعت 11:27 ق.ظ http://jeenous.persianblog.com

سلام...خوب حتما معده تون حساس شده...هی...کاش زندگیه منم اینقدر پستی و بلند نداشت..

قاصدک یکشنبه 16 بهمن 1384 ساعت 08:11 ب.ظ http://payizan.blogsky.com

ایشالله هر چه زودتر خوب بشی
مواظب خودت باش پسر جان
الهی همیشه خوب و سلامت باشی

دختر داهاتی یکشنبه 16 بهمن 1384 ساعت 11:57 ب.ظ

سلام ممد جان!
واقعا که عجب روزگاریه !!!
وقتی می خوابی بپا خوابت سنگین نشه چون تخت میشکنه
بعد که از خواب میپری دستت میشکنه
فرداش از مرحله پرت میشی پات هم میشکنه
میزنه به سرت سرتم هم میشکنه
مجبور میشی خودت رو بزنی به اون راه گم می شی
کلی اعصابت خوردمیشه نوار خالی گوش میدی
وقتی هم می خوری زمین تا خونه سینه خیز میری
یه روز میخوری به شیشه میگی عجب هوای سفتی
روز بعد میخوری به دیوار کمونه میکنی
فرداش باز میخوری به دیوار میگی ببخشید
پس فرداش باز میخوری به دیوار وای میستی پلیس بیاد
دوپینگ میکنی برا اینکه کسی نفهمه آخر میشی
میری لایه اوزون رو میدوزی میمونی اون ورش !
میری پشت بوم می خوابی سردت میشه در پشت بوم رو میبندی
سوار اتوبوس میشی از یه دختره خوشت میاد پیاده میشی شماره اتوبوس رو ور میداری !
بعد از این همه اتفاق بی هوا از خونه میری بیرون خفه میشی
همه می دونن که زندگی سختی داشتی ها نـــــــــــــــــه!؟
اصلن تقصیر خودته!چون هم پیتزا وهم کیک تولدرو تهنا تهنا قورت می دی!
واقعا که عجب روزگاریه!!!

سلام داهاتی جان
من فکر میکنم لفظم تو کامنت قبلی اشکال داشته . بنظرم میرسه که از من عصبانی هستی . در هر صورت مطمئنم قصد و نیت بدی نداشتم فقط یه خورده صحبت شما غیر منتظره و عجیب بود . بهتره شمشیر نکشیم . ID من هست mohammad13466 اگه مایل بودی بیا با هم صحبت کنیم . باشه؟

خانومی یه قلب شکسته سه‌شنبه 18 بهمن 1384 ساعت 01:00 ب.ظ

پاسخ :
به به دوست قدیمی .. خوشحالم که باز اومدی توی خونه خودت .. ممنونم از محبتت ... دیگه چی می تونم بگم در مقابل اینهمه مهربونیت ... باز گممون نکنیا ؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان پاسخ من:
ممنونم !
جای سیلی که زدی هنوز درد می کنه...
اما بهتره.
لازم بود.
برام لازم بود که این ها رو دوباره از دهان شما به این شدت بشنوم!
هنوز درد می کنه...اما بهتره!

همینه دیگه .. زندگیه ...


پ.ن. (ضمنا من چت بلد نیسم و دنبال دوسته نتی هم نمی گردم!)

مینا چهارشنبه 19 بهمن 1384 ساعت 04:58 ب.ظ

سلام آقا محمد
احوال شما ؟ میخواستم کلی حرف بزنم چشمم افتاد به حرفای دختر دهاتی ... بابا ماشالا ... من جای ایشون نفسم بند اومد ...
ایشالا که هرچه سریعتر رفع کسالت بشه ...
پاینده باشید.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد