یادش بخیر
تو این اینجا چه دوستای خوبی داشتم. واقعیتش هر بار اینجا میام دلم میگیره . واسه همین فعلا دیگه اینجا نخواهم امد دارم خودمو دوباره سرگرم روزمرگیهای معمول میکنم.
همه تون. رو از صمیم دل دوست دارم حتی اونایی که
ازارم دادن
بوسسسس

یادش بخیر
تو این اینجا چه دوستای خوبی داشتم. واقعیتش هر بار اینجا میام دلم میگیره . واسه همین فعلا دیگه اینجا نخواهم امد دارم خودمو دوباره سرگرم روزمرگیهای معمول میکنم.
همه تون. رو از صمیم دل دوست دارم حتی اونایی که
ازارم دادن
بوسسسس

یه جورایی تقریبا همه قاط زدن رفته پی کارش این روزا نمیدونم چرا کارای مردم اینقدر عجیب غریب شده. وقتی مقایسه میکنم با دو سال پیش (نه خیلی دورتر) مردم کم حوصله تر از همیشه بی ظرفیت تر از گذشته و ...
نمیدونم خودمون مقصریم یا شرایط زندگی مردم رو اینطوری کرده . اینم بگم مطمئنا" خودم هم همینطوری شدم . میدونم که هر انسانی در طول عمر خودش بطور متوسط هر 10 سال تغییرات عمده ای تو رفتار و حتی عقایدش که پای بندش بوده ، رخ میده اما من دارم حس میکنم زمان تغییر آدما بسیار کمتر از 10 سال شده
یه زره غر بزنم و تموم کنم،
واقعا تو این روزا دخل وخرج خونواده ها دچار مشکل شده. امروز حساب کردم ماهی 3 میلیون خرج ماست البته با احتساب قسط و مسافرت رو هم حساب نکردم . واسه همینه رسما اعلام میکنم کم آوردم خدای محترم !
فقط میخوام بگم :
جانم فدای......!؟ خوب مملکتی ساخته

خودمونیم ها این روز نمیدونم چرا اینقدر زود رنج شدم هی فرت وفرت پاچه اینو اونو میگیرم! نکنه منم قاط زدم و خودم حالیم نیست نکنه همه عالم و ادم بدن جز خود من!؟ تا یارو یه زره پاشو از گیلیمش بیشتر میزاره متنفر میشم ازش
نمیدونم اونا حد و حدودشون رو نمیدونن و یا من انتظاراتم بالاست در هر صورت تحمل کارایه نسنجیده اشنایان بد جوری رو مخم میره.

جداَ خوشبحال گوسفند !
نه غمی داره و نه غصه ای نه میدونه چی میخواد نه میدونه کی بهش اهمیت میده کی نمیده تنها غمش علف و کاه و یونجه س و اب. وچقدر راحتن ادمایی که غمشون فقط علف و یونجه س! یه خورده دقت کنی حتما دور و برت پیدا میکنی. ادمایی که فقط بتو زمانی توجه میکنن که فقط نیازمند ت هستن چه عاطفی وچه مادی و خوش بحال تمام کسایی که جز بخودشون به هیچ کس دیگه توجه ندارن و اصولا نمیبینن.

امروز عجب هوایی داشتیم ادم دلش میخواست بزنه زیر اواز !؟ یه مرغ نازی داشتم خیلی دوسش میداشتم ...
به به عجب ترانه ای ....!!!!!!؟؟؟؟
دیروز بلاخره بعداز چند ماه مصاحبه واسه پیدا کردن یه معاون ( معاون کلانتر ) که زیاد پول نخواد و تجربه هم داشته باشه و حتما لیسانس و بالاتر هم باشه و ماموریت شهرستان هم بره و بیست میلیون تومن هم سفته بده و... سرانجام یه نفرو استخدام کردیم . بنظر پسر خوبی میاد و در شرف ازدواج هم هست ( یه عروسی هم افتادیم! )
سی یک سالشه.
دوباره یه چند شبی یه خوابای عجیب غریب میبینم دیشب خواب میدیدم اخره زمان شده !
پر خوری هم نمیکنم که مربوط به اون باشه خلاصه فکر کنم یه اتفاقاتی قراره بیوفته